تبليغاتX

برداشت هرگونه مطلب از این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است

***مجید اخشابی***

***مجید اخشابی***

***محبوب دل ها ***

کلاس ادبیات

باسلام به حضور تمامی شما ادب دوستان عزیز

از این پس در بخش آموزشگاه سایت آقای اخشابی كلاس ادبیات شروع به كار خواهد كرد.

تدریس براساس كتاب های ادبیات دبیرستان خواهد بود در هر جلسه یك درس به همراه لغات و اصطلاحات ارائه خواهد شد،آرایه های ادبی نیز در ضمن هر درس مطرح می شود در پایات هر درس نیز سوالاتی مطرح خواهد شد تا شما عزیزان پاسخ گوی آن باشید.

 

در یك بخش نیز به موضوعاتی خارج از كتاب خواهیم پرداخت.

منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستیم.

 

+ نوشته شده در  جمعه 15 خرداد1388ساعت 21:44  توسط مریم پورمحمدی  | 

شاخه نبات 1

شاخه نبات 1

 

هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد      

 

خداش در همه حال از بلا نگه دارد

حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست

 

که آشنا سخن آشنا نگه دارد

دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای

 

فرشته‌ات به دو دست دعا نگه دارد

گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان

 

نگاه دار سر رشته تا نگه دارد

صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بینی

 

ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد

چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت

 

ز دست بنده چه خیزد خدا نگه دارد

سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری

 

که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد

غبار راه گذارت کجاست تا حافظ

 

به یادگار نسیم صبا نگه دارد

 

1.    اهل خدا: منظور اولياي الهي و مقربان درگاه پروردگار سبحان هستند.

جانب داري: منظور پيروي كامل از دستورات آنها (اهل خدا) است.

بلا: مراد از بلا انحراف و ضلالت و گمراهي از جاده ي هدايت الهي و پيروي از هوا و هوس مي باشد.

 

2.    در يك نگاه اوليه اين بيت اشاره به اين ضرب المثل دارد كه هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد.

حديث دوست: آن اسراري است كه سالك راه حق در طي طريق خود به آن حقايق راه مي يابد و نبايد آن اسرار را جز براي پروردگار خود كه گره گشاي مشكلات است براي كس ديگري فاش سازد.

و منظور از عدم بيان اسرار دوست به ديگران اين است كه اگر خلوص تمام عيار سالك در پيشگاه الهي به تاييد كامل برسد اولين شرطش اين است كه اسراري را كه در دل دارد قابل بيان به ديگران نيستند و اصولا وجود چنين كمالاتي بيانگر اين است كه به طور كلي زبان او از گفتار اين فضايل بند مي شود به طوري كه در ظاهر امر مثل اين است كه هيچ فضيلتي را حامل نمي باشد.

 

3.    يكي از محورهاي بسيار مهم كه در ديوان حافظ به چشم مي خورد عبارت است از عنايت بسيار بالا و همه جانبه به مسأله ي دعا و درخواست و راز و نياز به درگاه پروردگار سبحان مي باشد جناب حافظ با تمام عنايت و توجه خويش در باب دعا به درگاه الهي به ابعاد گسترده ي قرآن در اين مورد به فرشتگان مأمورش دستور مي دهد كه تو را از خطر سقوط نجات بدهد.

 

4.    معشوق: در اين بيت در معناي ذات مقدس الهي است.

حافظ دستورات و فرامين پروردگار سبحان را كه انسان براي رسيدن به كمال بايد مطابق آنها رفتار كند به رشته و عهد و پيمان الهي تشبيه مي كند.

خافظ در اين بيت به بيان قرآن اشاره مي كند:

اي كساني كه خودتان را عاقل و دانا مي دانيد اگر مي خواهيد توجه ويژه ي خودم را شامل حالتان بگردانم شما نيز بر عهد و پيمان تمام عيار من عمل بكيند تا من نيز توجه ويژه ي خودم را شامل حالتان كنم.

 

5.    باد صبا: عبارت است از پيك بسيار قابل اعتماد عاشق صادق حكه اسرار عاشق يعني راز و نياز او را به حضور محبوب مي رساند.

زلف: در ادبيات عرفاني مجموعه كثرات عالم ( كليه ي اجزا و موجودات آفرينش) است كه هر كدام از آنها از ديدگاه انسان بامعرفت و عارف واصل تجلي گاه ذات باري تعالي هستند و هيچ كدام از آنها بي معنا و بي هدف نيستند.

 

6.    مخاطب حافظ در اين بيت پير طريقت و يا آن مرشد هدايت گري است كه به اعتقاد حافظ اگر همتش شامل حال سالك شود او را نيز از ذلت و خواري و از دست هوا و هوس نجات مي دهد و او را به سرمنزل مقصود مي رساند.

 

7.    يار: آن محبوب الهي و آن معشوق خالص و به دور از هر صفت زشت مي باشد و داراي مراتب متعددي است، يعني از مرتبه ي ارتباط انسان ها كه خود داراي درجات متعدد است آغاز مي شود و تا ذات باري ادامه مي يابد يعني يك بار ممكن است يكي از نزديكان انسان مثلا پدر يا مادر يا خواهر و برادر و... باضشد و يا ولي خدا باشد يا پيامبر باشد يا خود پروردگار سبحان و يا تمام اينها يكجا.

نگه داشتن مهر و وفا: منظور همان پاسخ مثبت دادن به عهد و پيمان اوليه با پروردگار سبحان است.

 

8.    اي محبوب و اي معشوق جلوه هايي از وجود شريف تو را در كجا مي توانم بيابم تا اينكه همان جلوه ها را دريابم و آنها را به عنوان يك سلسله از يادگاري هاي ذات شريف و بي انتهاي تو در دل و جانم حفظ كنم و بدان وسيله بر حيلت الهي خودم جان تازه اي را عرضه بكنم..

 

 

توجه!

کسانی که در لود شدن سایت آقای اخشابی مشکل دارند و براشون سایت دیر لود میشه لازمه این توضیح رو بدم که وقتی وارد سایت شدید بذارید تا کامل لود بشه بعد در بالای صفحه یه کادر مستطیل شکل کرمی رنگ خیلی باریک ظاهر میشه که به انگلیسی جیزی نوشته که منظورش اینه که سایت ازتون میخواد تا یه نرم افزاری رو نصب کنید روی همون کادر کلیک کنید و فکر کنم که گزینه ی اول بود که با کلمه ی install شروع میشه روی اون کلیک کنید و بعد یه پنجره ای براتون باز میشه که دوباره باید روی گزینه ی install کلیک کنید اگر چند بار هم براتون نمایش داده شد همین کار رو بکنید بعد از انجام این کار سایت خیلی سریع تر لود میشه به محض اینکه روی مطلبی کلیک کنید براتون نمایش داده میشه یعنی حتی سریع تر از یک وبلاگ لود میشه.

 

+ نوشته شده در  جمعه 8 خرداد1388ساعت 13:34  توسط مریم پورمحمدی  | 

شاحه نبات

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 23:59  توسط مریم پورمحمدی  | 

دعوت

 

با سلام

وبلاگي رو با اين آدرس ايجاد كردم:

www.iran-iranian.blogfa.com

و قصد دارم در اون از ايران يعني از شهرها و شهرستان ها و روستاها و حلاصه تمامي نقاط ايران بنويسم ولي به تنهايي اين كار خيلي سخته و اين امر تنها با ياري شما عزيزان امكان پذير خواهد بود برا همين از تمامي شما عزيزاني كه مايل هستيد در اين وبلاگ به عنوان يكي از نويسنده ها فعاليت كنيد ميخوام آمادگي خودتون رو اعلام كنيد تا براتون نام كاربري و رمز عبور فرستاده بشه، شرايطش هم اينه:

-         شرط سني: حداقل بالاي 15 سال

-         هر شخص فقط مي تونه در مورد شهر خودش بنويسه.

و مطالبي كه در وبلاگ ارائه خواهد شد عبارتند از :

آثار تاريخي و سوغاتی ها و آداب و رسوم و اخبار و ... خلاصه هر چيزي كه مربوط به اون شهر بخصوص ميشه، و اگر در مورد مطلب مورد نظرتون عكس هم تهيه كنيد و در وبلاگ قرار بديد كه عاليه...

منتظرتون هستم ...

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 فروردین1388ساعت 19:8  توسط مریم پورمحمدی  | 

حمایت وبلاگ نویسان ایرانی از مردم غزه

« به نام خدا »

حمایت وبلاگ نویسان ایرانی از مردم مظلوم فلسطین به خصوص مردم

غزه

felestin001

 

محرم امسال مسلمانان با اشک و ماتم و خون مردم غزه عجین شده است. یزیدیان زمان با حمله به زنان و کودکان بی دفاع غزه یک بار دیگر کربلا را به یاد همه ما آوردند.

مردم غزه در زیر آتش بمب های اسرائیلیان جان می دهند. پس کجایند کسانی که دم از آزادی و حقوق بشر می زنند؟ پس کجایند دولتهای عربی که ادعای مسلمانی دارند؟ 

در میان سکوت همه دولت های غربی و به خصوص دولت های عربی ما، ما وبلاگ نویسان ایرانی حمایت خود را از مردم مظلوم فلسطین اعلام میکنیم.

اگر آرزو می کنیم که کاش در کربلا بودیم و یاری رسان مولا حسین (ع) بودیم ، کربلای امروز ما فلسطین است. امروز ما باید با کمک و یاری کردن مردم غزه به تکلیفمان عمل کنیم. امروز باید به ندای " هل من ناصر ینصرنی " امام زمانمان لبیک گفته و به یاری مردم بی دفاع غزه بشتابیم.

 

*************************************

از همه وبلاگ نویسان عزیز دعوت می شود با قرار دادن این پست در وبلاگ خود در روز سه شنبه و حداقل به مدت سه روز  ما را در ایجاد یک حرکت عظیم و بزرگ اینترنتی در حمایت از مردم غزه یاری کنند .

وعده ما :

سه شنبه ۱۷/۱۰/۸۷ مصادف با تاسوعای حسینی

مکان :

دهکده جهانی اینترنت/ وبلاگ های همه دوستداران امام حسین (ع)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 دی1387ساعت 18:11  توسط مریم پورمحمدی  | 

گزارش گوشه ای از کنسرت مجید اخشابی در همدان توسط مریم عزیز (نی نی ناز)

 

گزارش گوشه ای از کنسرت مجید اخشابی در همدان

توسط مریم عزیز (نی نی ناز)

مریم جان ازت خلیی ممنونم که زحمت نوشتن این گزارش رو کشیدی.

فایل رو می تونید دانلود کنید

فرمت: PDF

حجم: 811KB 

دانلود

 

بعد نوشت1: همه گروه لباس آبی آسمونی با شلوار سرمه ای و آقای اخشابی‌ هم كت و شلوار سرمه اي پوشيده بودند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 آبان1387ساعت 1:32  توسط مریم پورمحمدی  | 

نتیجه ی نظرسنجی

 

نتیجه ی نظرسنجی


 


« مجید اخشابی1387 »
 
کدام یک از کارهای امسال مجید اخشابی بیشتر موردپسند شما قرار گرفت؟

1- ماه محبوب
.
.
 68رای - 70.8%
.

2- جشن رمضان
.
.
 28رای - 29.1%
.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 مهر1387ساعت 17:48  توسط مریم پورمحمدی  | 

عید سعید فطر مبارک

 

عیــــد رمضــان آمــد و مـاه رمضــان رفــت

                                          صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

*********   

  عید سعید فطر برتمام مسلمانان و روزه داران جهان مبارک

 مسلمانان روزه دار  كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.
 روايت:
 اميرالمؤمنين على(عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند:
 اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مى‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد مى‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مى‏شود اين است كه فرشته‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گويد:
 «هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.»
 روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده ‏اند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند.
 فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشاميدن است.
 ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مى‏نامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار مى‏كند يعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مى‏شود.

 عيد فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روايات معصومين(ع) به آنها پرداخته شده و ادعيه خاصى نيز آمده است.
از سخنان معصومين(ع) چنين مستفاد مى‏شود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد.


 و در قنوت نماز عيد مى‏خوانيم:
 «... اسئلك بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك عليه و عليهم اللهم انى اسالك خير ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏»
بارالها! به حق اين روزى كه آن را براى مسلمانان عيد و براى محمد(ص) ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار دادى از تو مى‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خيرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مى‏طلبم آنچه بندگان شايسته ‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت‏ به تو پناه بردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مهر1387ساعت 23:52  توسط مریم پورمحمدی  | 

شب قدر

 

التماس دعا

 

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است.(1) «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است.(2) اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن(‏3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. (4)

بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه‏اى خاص دارد و هیچ چیزى بى‏حساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.

استاد مطهرى در تعریف قدر مى‏فرماید: « ... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(5) پس در یك كلام، «قدر» به معناى ویژگى‏هاى طبیعى و جسمانى چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیت‏هاى مكانى و زمانى آنها مى‏گردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمى‏گیرد.

این معنا از روایات استفاده مى‏شود؛ چنان كه در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشى‏ء، طوله و عرضه»؛ «اندازه‏گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7)

در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»

بنابراین، معناى تقدیر الهى این است كه در جهان مادى، آفریده‏ها از حیث هستى و آثار و ویژگى‏هایشان محدوده‏اى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علت‏ها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگى‏هاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالب‏هایى از داخل و خارج، اندازه‏گیرى و قالب‏گیرى مى‏شود. این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعیت مكانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگى‏هاى مادى آن به شمار مى‏آید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستى‏شان است كه براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالب‏گیرى شده‏اند. (8)

اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است. «اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یكدیگر و این كه هر حادثه‏اى تحتّم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدّر و خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است.

(9) اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و حوادث جهان حكمفرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود و نیز شكل و خصوصیت زمانى و مكانى و سایر خصوصیات وجودى‏اش را از علل متقدمه خود كسب كرده است و یك پیوند ناگسستى میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودى و علل متقدمه او هست.»(10)

اما علل موجودات مادى تركیبى، فاعل و ماده و شرایط و عدم مانع است كه هر یك تأثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تأثیرها، قالب وجودى خاصى را شكل مى‏دهند. اگر تمام این علل و شرایط و عدم مانع، كنار هم گرد آیند، علت تامه ساخته مى‏شود و معلول خود را ضرورت و وجود مى‏دهد كه از آن در متون دینى به «قضاى الهى» تعبیر مى‏شود. اما هر موجودى با توجه به علل و شرایط خود قالبى خاص دارد كه عوارض و ویژگى‏هاى وجودى‏اش را مى‏سازد و در متون دینى از آن به «قدر الهى» تعبیر مى‏شود.

شب قدر

با روشن شدن معناى قدر، امكان فهم حقیقت شب قدر نیز میسر مى‏شود. شب قدر شبى است كه همه مقدرات تقدیر مى‏گردد و قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازه‏گیرى مى‏شود.

به عبارت روشن‏تر، شب قدر یكى از شب‏هاى دهه آخر ماه رمضان است. طبق روایات ما، یكى از شب‏هاى نوزدهم یا بیست و یكم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارك رمضان است.(11) در این شب - كه شب نزول قرآن به شمار مى‏آید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه‏اى كه در طول سال واقع مى‏شود، تقدیر مى‏گردد.(12) شب قدر همیشه و هر سال تكرار مى‏شود. عبادت در آن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیكویى سرنوشت یك ساله بسیار مؤثر است.(13) در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»(14)

پس شب قدر شبى است كه:

1. قرآن در آن نازل شده است.

2. حوادث سال آینده در آن تقدیر مى‏شود.

3. این حوادث بر امام زمان - روحى فداه - عرضه و آن حضرت مامور به كارهایى مى‏گردد.

بنابراین، مى‏توان گفت شب قدر، شب تقدیر و شب اندازه‏گیرى و شب تعیین حوادث جهان ماده است.

این مطلب مطابق آیات قرآنى نیز مى‏باشد؛ زیرا در آیه 185 سوره مباركه «بقره» مى‏فرماید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»؛ ماه رمضان كه در آن قرآن ‏نازل شده است.» طبق این آیه، نزول قرآن (نزول دفعى) در ماه رمضان بوده است. و در آیات 3 - 5 سوره مباركه دخان مى‏فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ* فِیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ* أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِینَ.» این آیه نیز تصریح دارد كه نزول [دفعى‏] قرآن در یك شب بوده است كه از آن به شب مبارك تعبیر شده است. همچنین در سوره مباركه قدر تصریح شده است كه قرآن در شب قدر نازل شده است.

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است. «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است. اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد.

پس با جمع آیات سه گانه بالا روشن مى‏شود:

1. قرآن در ماه رمضان نازل شده است.

2. قرآن در شبى مبارك از شب‏هاى ماه مبارك رمضان نازل شده است.

3. این شب، در قرآن شب قدر نام دارد.

4. ویژگى خاص این شب بر حسب آیات سوره مباركه دخان دو امر است:

الف. نزول قرآن.

ب. هر امر حكیمى در آن شب مبارك جدا مى‏گردد.

شب قدر

اما سوره مباركه قدر كه به منزله شرح و تفسیر آیات سوره مباركه «دخان» است، شش ویژگى براى شب قدر مى‏شمارد:

الف. شب نزول قرآن است (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ).

ب. این شب، شبى ناشناخته است و این ناشناختگى به دلیل عظمت آن شب است ( وَ ما أَدْراكَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ).

ج. شب قدر از هزار ماه بهتر است. (لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ).

د. در این شب مبارك، ملائكه و روح با اجازه پروردگار عالمیان نازل مى‏شوند (تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ) و روایات تصریح دارند كه آنها بر قلب امام هر زمان نازل مى‏شوند.

ه. این نزول براى تحقق هر امرى است كه در سوره «دخان» بدان اشاره رفت (مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) و این نزول - كه مساوى با رحمت خاصه الهى ‏بر مومنان شب زنده‌دار است - تا طلوع فجر ادامه دارد (سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ).

و. شب قدر، شب تقدیر و اندازه‏گیرى است؛ زیرا در این سوره - كه تنها پنج آیه دارد - سه بار «لیلة القدر» تكرار شده است و این نشانه اهتمام ویژه قرآن به مسئله اندازه‏گیرى در آن شب خاص است.

مرحوم كلینى در كافى از امام باقر علیه السلام نقل مى‏كند كه آن حضرت در جواب معناى آیه «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ» فرمودند: «آرى شب قدر، شبى است كه همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مى‏شود. شبى كه قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است كه خداى تعالى درباره‏اش فرموده است: «فیها یفرق كل امر حكیم؛ در آن شب هر، امرى با حكمت، متعین و ممتاز مى‏گردد.» آنگاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثه‏اى كه باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مى‏شود؛ خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندى كه قرار است متولد شود یا اجلى كه قرار است فرارسد یا رزقى كه قرار است برسد و ... .»(15)

 

پى‏نوشت‌ها:

1- قاموس قرآن، سید على اكبر قرشى، ج ‏5، ص 246 و 247 .

2- همان، ص 248.

3- المیزان، سید محمد حسین طباطبایى، ج‏12 ص 150 و 151.

4- همان، ج‏ 19، ص 101.

5- انسان و سرنوشت، شهید مطهرى، ص 52.

6- المحاسن البرقى، ج‏1، ص 244.

7- بحار الانوار، ج ‏5، ص 122.

8- المیزان، ج ‏19، ص 101 - 103

9- انسان و سرنوشت، ص 53

10- همان، ص 55 و 56

11- اقبال الاعمال، سید بن طاووس، تحقیق و تصحیح جواد قیومى اصفهانى، ج‏1، ص 312 و 313 و 374 و 375 .

12- الكافى، كلینى، ج ‏4، ص 157 .

13- المراقبات، ملكى تبریزى، ص، 237 - 252

14- الكافى، ج‏1، ص 248

15- المیزان فى تفسیر القرآن، ج 20، ص، 382/ بحث روایى ذیل سوره مباركه قدر.

 

منبع:

ماهنامه پرسمان، 1382، سید سعید لواسانى .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت 21:37  توسط مریم پورمحمدی  | 

جای تو همیشه خالی است.......

ماه رمضان از راه رسید و جای تو خالی است یاد پارسال بخیر یاد سال های پیش بخیر یاد آن روزها بخیر که با هم بودیم در کنار هم بودیم شاد بودیم جای تو همیشه خالی است پای سفره سحری‍ و افطار، کسی چه می دانست که پارسال آخرین ماه رمضانی خواهد بود که با مایی پارسال این موقع در خانه بودی کاش آن روزها بود ......

کسی چه می دانست که امسال ما را تنها خواهی گذاشت ........

وقتی می رفتی حداکثر 15 روز نبودی لااقل زنگ می زدی ولی الان72 روزاست که به خانه نیامدی کاش برای یک بار هم شده از در می آمدی و صدایمان می کردی کاش آخرین باری که می رفتی بیدارم می کردی کاش حرفم را گوش می کردی و نمی رفتی.......

همیشه جای تو در خانه خالی است .........................

 

گریه کن شاید مرهمی باشد برای زخم های مرهم نیافته ام ...گریه کن گریه هایم جان کاه است ...دیگر دستانم به او نخواهد رسید ...دیگر چشمانم او را نخواهد دید ...دیگر صدایش را نخواهم شنید ... آری گریه کن .........ولی دیگر گریه هم کار ساز نسیت ...دیگر گریه هم دردهایم را تسکین نخواهد داد .....رفتنش را باور ندارم ولی دیگر هیچ وقت او را نخواهم دید ....ای خاک ....ای دنیا ....چه بی رحمانه پدرم را در آغوش کشیدی ...چه ناجوانمردانه آرزوهایم را به خاک سپردی ....این همه بی رحمی برای چه؟؟؟....دیگر دنیا برایم زیبا نخواهد بود.....دیگر شادی برایم معنا نخواهد داشت......کاش این غم، غم آخرم باشد.....خدایا دلم را چنان شکستی که هیچ گاه مرهم نخواهد یافت.....چقدر التماست کردم ......آنقدر که رشته تسبیحم از هم گسسته شد....ولی این بار هم داغی بزرگ تر و عمیق تر بر دلم نهادی....نمی دانم این همه برای چیست‍ ؟.....می گویند امتحان الهی است .....می گویند تقدیر الهی است.....ولی ای خدای من، من بنده ای ضعیف و ناتوانم.....طاقت این همه غم را ندارم......تازه داشتم بیشتر از پیش با او انس می گرفتم.....اما مهلتم ندادی...............کاش این غم، غم آخرم باشد.......پارسال سفید پوش بودم و امسال سیاه پوش.......پارسال شاد و امسال غمگین.....غمی که هیچ گاه کاهش نخواهد یافت.....غمی که هیچ گاه از یاد نخواهد رفت......کسی چه می دانست که این ها شمارش معکوس است......چقدر دلم می خواست رویت را ببوسم .......ولی............چقدر دلم می خواست تا به تو بگویم حلالم کن......حلالم کن اگر گاهی تو را کودکانه آزردم.......کاش این غم، غم آخرم باشد.......با رفتنت آرزوهایم هم رفتند......مگر می شود خانه را بی تو تحمل کرد..... چگونه جای خالی تو را ببینم و آرام باشم......خانه بی تو خاموش است.... نمی دانم چرا اینگونه شد .....هیچ کسی بی احتیاطی تو را باور نمی کند .....نمی دانم کاش اگر خسته نبودی ..... کاش اگر آن روز نمی رفتی اینگونه نمی شد.....کاش حرفم را گوش می کردی و نمی رفتی شاید این اتفاق نمی افتاد.....چگونه آنجا آرام خوابیده ای ..... چگونه راضی شدی تا ما را تنها بگذاری..... در تمام رویاهایم حضور تو واضح و حتمی بود حالا چگونه رویاهایم بی تو معنا داشته باشند؟؟؟........ کاش این غم، غم آخرم باشد....... مرا به بی احساس بودن متهم می کنند اما نمی دانند که من غم هایم را پنهان می کنم تا کسی آنها را نبیند........ همه را در قلبم فرو می ریزم تا کسی آنها را نبیند....... ولی مادر مدام با گریه هایش مرا رنج می دهد ..... همه روزی خواهیم رفت ولی کاش من اولین نفر باشم...... همه روزی پیش پدر خواهیم رفت ولی کاش من اولین نفر باشم....... کاش این غم، غم آخرم باشد......

 

+ نوشته شده در  جمعه 15 شهریور1387ساعت 18:34  توسط مریم پورمحمدی 

پدرم.......

پدرم دیده به سویت نگران است هنوز         غم نادیدن تو بار گران است هنوز

آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو              نام نیکت همه جا ورد زبان است هنوز

 

سلام دوستان عزیزم

می دونم خیلی وقته که با شما نبودم و بهتون سر نزدم ولی خودتون می دونید که شرایط روحی مساعدی ندارم هنوزم که هنوزه رفتن بابا رو باور ندارم ....................

دیگه حال و حوصله سابق رو ندارم ولی سعی می کنم تا جایی که می تونم باهاتون باشم ......

از همه شما عزیزان از  تک تک شما مهربون ها که تو این مدت من رو تنها نذاشتید  و با همدردی هاتون برای من مرهمی بودید کمال تشکر رو دارم خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه و نصیب تون از زندگی شادی باشه الهی که سایه پدر و مادراتون همیشه بالای سرتون باشه .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 شهریور1387ساعت 21:18  توسط مریم پورمحمدی  | 

پدر..............

بابا دلم برات تنگ شده بابا دیگه من کجا می تونم چهره ی مهربونت رو ببینم دیگه به کی بگم بابا، چه نقشه هایی که بعد از تموم شدن دانشگاه نداشتم بابا جونم دیگه کی به اتاق من مهمون میاد دیگه کی بهم میگه عروس دیگه کی سر به سرم میذاره و منو می خندونه بابا جونم بهم قول داده بودی که روز آخر دانشگاه خودت میای دنبالم بابا چشمم به در خشکید و تو نیومدی بهمون قول داده بودی که همین تابستون ما رو ببری مشهد بابا من دیگه بدون تو هیج جایی نمی رم بهم قول داده بودی که ماه رمضون امسال.............. بابا من ماه رمضون ها  سحری و افطاری کنار کی بشینم بابا جونم رفتنت هیچ وقت باورم نمیشه من منتظرت می مونم ..............بابا جونم شب قبل از این حادثه به خونه زنگ زدی گوشی رو برداشتم چه بی حوصله بودی حتی خداحافظی نکردی انگار دوست نداشتی خداحافظی کنی..........همیشه وقتی برا سرویس می رفتی بدرقه ات می کردم آخرین بار گفتی که جمعه۷ صبح می رم پاشدم دیدم نیستی به مامان گفتم چرا بیدارم نکردی گفت که نذاشتی گفتی امتحان داره بذار بخوابه بابا من اون روز ندیدمت آرزوهام  تو دلم مرد دیگه هیچ وقت هیچی از خدا نمیخوام نا شکری نمی کنم بازم خدا رو شکر که مامان هست داداشام هستند ولی من تو عمرم فقط دو بار به خدا التماس کردم یک بار به خاطر دایی ام و یک بار به خاطر بابام حاضر بودم از زندگی ام بگذرم ولی بابام باشه شب قبل رفتنت به مامان گفتم بذار برم مشهد حرم امام رضا دخیل ببندم گفت بابات راضی نمیشه انگاری راست گفته بود صبحش از پیشمون برا همیشه رفتی بابا جونم وقتی داداش کوچیکم گریه می کنه جیگرم آتیش می گیره بابا جونم داداشی نذر کرده بود که اگه خوب بشی با پای پیاده بره مشهد، بابا جونم خستگی بیمارستان به تنم موند برا همیشه ی عمر ، هر روز از دانشگاه به بیمارستان و از بیمارستان به دانشگاه می رفتم...............

بابا جونم پاسال همون موقع ۲۴ تیر بهم خیلیییییییییی سفارش کردی که همه لباس هام رو سفید بگیرم آخه داشتی منو راهی مکه می کردی بابا جونم منو نمی ذاشتی حتی یه لباس سیاه بخرم حالا چی شده که سیاه پوشم کردی .....................

بابا جونم حتی منو نذاشتن که روز وداع یه دل سیر ببینمت.................

خدایاااااااااااااااا راضی ام به رضای تو ..............فقط منو بیش از این مورد امتحان و آزمایش قرار نده که من دیگه بیش از این صبر و تحمل ندارم ...............................

********************************* 

 (گویا در نبود من کسی (که من می شناسمش فقط دعا کنه که دستم بهش نرسه که تیکه بزرگش گوششه) از فرصت سوء استفاده کرده و قصد به هم ریختن وبلاگ رو داره از تمامی شما دوستان خواهش می کنم به چنین کسانی محل هم نذارید بزرگترین تنبیه بی اعتناییه انگار نه انگار که کسی هست اصلا بهش محل نذارید و جواب ندید تاکید می کنم اصلا بهش محل نذارید و جوابش رو ندید من خودم هر وقت اومدم کامنت هاش رو حذف می کنم و شماره تلفن چند روان پزشک و روان شناس رو بهش میدم شاید تاثیری داشته باشه ........)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 12:55  توسط مریم پورمحمدی  | 

سلام.............

بابام صبح ۲۴ تیر ما رو تنها گذاشت و رفت هنوزم باورم نمیشه یا شاید نمیخوام باور کنم فکر می کنم یه روزی میاد و من منتظرشم خیلی حرفا دارم که باهاتون بزنم الان فرصت نیست سر فرصت یه روزی میام..................................... فقط نمی دونم چرا دقیقا همون روزی رفت که من پارسال رفتم مکه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگه تو این مدت به اس ام اس ها و تماس هاغ جواب ندادم منو ببخشید چون شاید یا حوصله شو نداشتم و یا موقعیت مناسب نبوده از همه شما که به یادم بودید خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییی سپاسگذارم همه تون رو دوست دارم............

+ نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 13:12  توسط مریم پورمحمدی  | 

....

 

برا بابام دعا کنید......

و همین طور برای دختر دایی کوچولوی نی نی ناز که تو کماست دعا کنید......

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 11:24  توسط مریم پورمحمدی  | 

تولد وبلاگ

درست یه سال پیش بود که تصمیم گرفتم تا با این وبلاگ در خدمت شما عزیزان و هواداران آقای اخشابی باشم نمی دونم در این مدت چقدر موفق بودم یا اصلا تونستم رضایت خاطر شما عزیزان رو جلب کنم یا نه، ولی به هر حال من اینجا با تک تک شما گل ها خاطره دارم نمی دونم چند وقته دیگه می تونم با شما همراهی کنم ولی تا اون روز در خدمت شما عزیزان هستم.

 

 

 

اینم کیک تولد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 خرداد1387ساعت 11:31  توسط مریم پورمحمدی  | 

ترجمه صحبت های ترکی برنامه همایش تبلور امید

دوستان عزیزم چون دیدم که بعد از گذشت ۱۰ ماه از گذاشتن این برنامه در وبلاگ باز کسانی هستند که ترجمه بخش های ترکی این برنامه رو میخوان برا همین این قسمت رو به صورت یک پست قرار میدم تا همیشه در دسترس باشه.

 

اونجايی كه حاج آقا مصلح با آقای رشيد پور صحبت می كنند و حضار از حاج آقا ميخوان كه تركی صحبت كنند:

منيم كُر گوزلَريم اوسدَ، بيزيم قارداشمز دوستوموز، اين رضاخان ما بير مودتدي كه تبريزدَ دَير ممكندي كي تبريزليلَرين كلاسي يادننان چخا! اونا خاطر من ايسديرم بو آقاي رشيدپور بولسون كي بورا هارادي؟! لذا آقای اخشابی كجاست؟ اخشابی جان....

به روی چشم، ايشون برادر و دوست مون، اين رضاخان ما يه مدتي تبريز نبوده امكان داره كه كلاس تبريزی ها رو فراموش كرده باشه به همين خاطر من مي خوام آقای رشيدپور بدونه كه اينجا كجاست؟! لذا آقای اخشابی كجاست؟ اخشابی‌جان.........

******************

اونجايی كه حاج آقا ميگن:

لذا از همه تون ميخوام :

به آنچه يك ديدن كند ادارك آن       سال ها نتوان نمودن با بيان

سوغات اخشابي عزيز و رشيدپور رو بهشون نشون بدين تا آخر عمرشون در صفحه ی دلشون خاطره ی زيبای دانشگاه آزاد اسلامی بمونه....

بعد از تشويق و هورا و.......... حاج آقا مصلح به آقا مجيد ميگه:

بورا تبريزدي هااااا.... به قول ما ترك ها understand  كردی؟يعنی اينجا تبريزه هااااااااا.....

و آقا مجيد ميگه: بله.

******************

اونجايی كه حاج آقا مصلح به آقا مجيد ميگه:

پسر ناز منم از اين دلامب دلومب يه ذره خوشم مياد، بعد ميگه چرا جانماز سويا چكيم يعنی چرا جانماز آب بكشم.

******************

بعد از اهدا جوايز دوباره حاج آقا مصلح آقا مجيد رو صدا ميكنه و آقا مجيد با حاج آقا مصلح دست ميده و در اين حين حاج آقا مصلح ميگه: اُزوموزوخا دوزلی بالادی يعنی خودمونيم ها بچه ی بانمكيه.

******************

حاج آقا از آقا مجيد مي پرسه: ببخشيد شما ازدواج... و آقا مجيد سرش رو به نشانه جواب نه تكون ميده، حاج آقا، آقا مجيد رو كنار مي زنه و بعد ميگه: مجيد جان دو اوردا. يعنی مجيد جان همون جا وايسا.

******************

حاج آقا ميگن مجيد جان فقط دعا مي كنم بخت تو و امثال تو باز بشه بعد رو به حضار مي كنه و ميگه: بونون احتياجی هامدان چوخدی. يعنی ايشون بيشتر از همه احتياج به دعا دارن. بعد آقا مجيد مي پرسه يعنی چی؟ و حاج آقا ميگه كه يعنی پسر نازی هستی، بعد رو به حضار ميگه: نينيياخ رسما گوناخدي دا. يعنی چي كار كينم رسما مهمونه ديگه.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 10:37  توسط مریم پورمحمدی 

عید نوروز

 

"سال نـو مبــارک"

 

   www.hamtaraneh.com         www.hamtaraneh.com 

دوباره سال نو از راه رسيد و  هميشه روزها و هفته ها و ماه ها و سال ها و مي گذرند اين سير طبعيی همچنان ادامه داره ولی هيچ وقت يك روز دو بار تكرار نمی شه پس مراقب باشيد روزها از دست تون درنرن.

 

 

" حاجى فيروز "

ابراب خودم بزبز قندى

ابراب خودم چرا نمى خندى

 

همه مى  دانيم حاجى فيروز طلايه دار عيد نوروز است، اما اكثر ما از داستان شكل گيرى اين اسطوره بى خبريم. دكتر كتايون مزداپور، استاد زبان هاى باستانى، داستان اين ازدواج نمادين و اسطوره اى را كه بنيادى ترين نماد نوروز است، چنين شرح مى دهد:

"اينانا" يا "ايشتر" در بين النهرين عاشق "دوموزى" يا "تموز" مى  شود و او را براى ازدواج انتخاب مى كند. "تموز" با "دوموزى" در اين داستان نماد شاه است. الهه يك روز هوس مى كند كه به زيرزمين برود. علت اين تصميم را نمى دانيم. شايد خودش الهه زيرزمين هم هست. خواهرى دارد كه شايد خود او باشد كه در زيرزمين زندگى مى كند.

"اينانا" تمام زيورآلاتش را به همراه مى برد. او بايد از هفت دروازه رد شود تا به زيرزمين برسد. خواهرى كه فرمانرواى زيرزمين است، بسيار حسود است و به نگهبان ها دستور مى دهد در هر دروازه مقدارى از جواهرات الهه را بگيرند. در آخرين طبقه نگهبان ها حتى گوشت تن الهه را مى گيرند و فقط استخوان هايش باقى مى ماند. از أن طرف روى تمام زمين بارورى متوقف مى شود. نه درختى سبز مى شود، نه گياهى هست و نه زندگى. هيچ كس نيست كه براى معبد خدايان فديه بدهد و آنها كه به تنگ آمد ه اند جلسه مى كنند و وزير الهه را براى چاره جويى دعوت مى كنند.

الهه كه پيش از سفر از اتفاق هاى ناگوار آن اطلاع داشته، قبلا به او وصيت كرده بود كه چه بايد بكند. به پيشنهاد وزير خدايان موافقت مى كنند يك نفر به جاى الهه به زيرزمين برود تا او بتواند به زمين بازگردد و بارورى دوباره آغاز شود. در روى زمين فقط يك نفر براى نبود الهه عزادارى نمى كرد و از نبود او رنج نمى كشيد؛ و او "دوموزى" شوهر الهه بود. به همين دليل خدايان مقرر مى كنند نيمى از سال را او و نيمه ديگر را خواهرش كه "گشتى نه نه" نام دارد، به زيرزمين بروند تا الهه به روى زمين بازگردد.

"دوموزى" را با لباس قرمز در حالى كه دايره، دنبك، ساز و نى لبك دستش مى دهند، به زيرزمين مى فرستند. شادمانى هاى نوروز و حاجى فيروز براى بازگشت "دوموزى" از زيرزمين و آغاز دوباره بارورى در روى زمين است.


 

" فلسفه هفت سین"

                                                                        

نوروز سرآغاز سال نو و بزرگداشت آفرينش خوبی ها و نيكی ها و سفره هفت سين نماد ارزنده فرهنگی و باورداشت سير آفرينش است. با اعتقاد ايرانيان باستان، آفرينش در هفت گذار انجام يافت. اول در مينو (بهشت) بود؛ نور و نيكی ها در آن به وجود آمد. آفرينش دوم در گيتی و چرخه كيهانی است كه سپهر، اختران و خورشيد در آن آفريده شد. سوم آفرينش آب بود كه از گوهر آسمان ريشه يافت. چهارم، زمين است كه زيستگاه انسان و حيوان گياهان شد. رستنی ها و گياهان گذار پنجم اند.

ششمين گذار، آفرينش جانوران، و گذار هفتم آفرينش انسان است. و نوروز جشن آفرينش انسان است.

آنچه كه بر سر سفره هفت سين می گذاريم به پاس آفرينش نعمت هايی‌است كه خداوند آفريده؛

شمع و چراغ: روشنايی و زداينده تاريكی و راهنمای راستی و پاكی و نيكی.

آينه: نماد درستی و راستی و بازتاب آنچه كه هست.

آب و ماهی: يادآور آب و زندگی آبزيان و دور نگه داشتن آن از هر آلودگی و ناپاكی.

ميوه های گوناگون همچون سيب و انار: نشان باروری زمين و سپاس آفرينش ميوه ها و درختان.

سنبل و گل و گلاب: نماد پاكی و زيبايي زندگی و يادآور پاك نگه داشتن هوا از هرگونه آلودگی.

شيرينی و نقل: يادآور شيرينی های زندگی و شيرين كامی و بهره وری از خوبی ها.

تخم مرغ: نشان ادامه زندگی و بی مرگی نيروی آفرينش، باروری و زايش.

سير: نشان دارو و شفابخشی است.

سماق: نماد رنگ خورشید به هنگام طلوع بوده، ایرانیان باستان بر این باور بودند که با ظهور خورشید نیکی بر بدی پیروز می شود.

سركه: نشان قدمت و صبر و بردباری است.

سمنو: که شیرین و کرم مانند بوده، از جوانه گندم درست می شود و نشانی از هنر والای آشپزی ایرانی است.

سنجد: نماد عشق است وگفته می شود درخت سنجد پر از گل و میوه آدم را به سرای عشق می کشاند.

سبزه: نماد باروری زندگی گياهان و سرسبزی كشتزارها و مرغزاران.

سكه: نماد فلزات و ثروت زمين و يادآور پاك نگه داشتن آنها از زنگار.

     

                              

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 17:24  توسط مریم پورمحمدی  | 

ماه محرم

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

 
السلام علیک یا اباعبدالله و علی الرواح التی حلت بفنائک
 

شیعیان در بزرگداشت شهدای کربلا، هر روز از دهه اول ماه محرم را مختص به یکی از بزرگان این نهضت جاویدان می دانند.
روز اول محرم : مسلم ابن عقيل عليه السلام

روز دوم محرم : ورود کاروان به کربلا ( وروديه )

روز سوم محرم : حضرت رقيه عليها السلام

روز چهارم محرم : حضرت حر و اصحاب عليهم السلام - طفلان زينب عليهما السلام

روز پنجم محرم : اصحاب  و عبدالله ابن الحسن عليهم السلام

روز ششم محرم : حضرت قاسم ابن الحسن عليه السلام

روز هفتم محرم : روضه عطش و علي اصغر عليه السلام

روز هشتم محرم : حضرت علي اکبر عليه السلام

روز نهم محرم : روز تاسوعا - حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام

روز دهم محرم : روز عاشورا - حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام - حضرت زينب عليها السلام و شام غريبان

روز يازدهم محرم : حرکت کاروان از کربلا

روز دوازدهم محرم : ورود کاروان به کوفه

 

 

 

امام صادق (ع) فرمود:
زيارت امام حسين عليه السلام را ترك نكن وبه دوستان و يارانت نيز همين را سفارش كن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زياد كند و خدا تورا با سعادت زنده دارد و نميرى مگر شهيد.

 

یادتونه چند وقت پیش ندا جون ما برد زیارت حرم امام حسین یادتونه ما رو دعوت کرد تا هر روز زیارت عاشورا بخونیم  حالا من میخوام لینکش رو اینجا براتون بذارم .

با کلیک بر روی لینک زیر می تونید حرم امام حسین (ع) رو به صورت آنلاین زیارت کنید:

 

پخش تصاویر زنده از حرم مطهر امام حســــیـن (ع) 

 

التماس دعا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 دی1386ساعت 23:37  توسط مریم پورمحمدی  | 

سلام دوستان گلم من اومدم

سلام دوستان خوبم از لطف همه تون ممنونم من امروز دوشنبه ساعت 5:30 وارد فرودگاه تبریز شدم به یاد همه تون بودم از طرف همه تون هر جا که واسه خودم نمار خوندم از طرف شما هم خوندم زیز ناودان طلا توی روضه رضوان تو مسجد النبی توی مسجد الحرام از طرف همه ملتمسین دعا سه بار طواف کردم اینا رو میگم که بدونید به یاد همه تون بودم حتی اسم تک تکتون رو تا اونجایی که ذهنم یاری می کرد بردم و براتون دعا کردم.
ان شاءالله یه روزی تک تکتون اونجا مشرف بشید و از نزدیک این همه عظمت رو درک کنید.
دلم برا همه تون تنگ شده دوستون دارم
اینم سه تا عکس که اونجا خودم گرفتم:
 
 
 
 
 
مسجدالنبی
 
 
 
 
 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 1:16  توسط مریم پورمحمدی  | 

به امید دیدار

دوستان گلم من فردا ۲۴ تیر راهی مکه هستم پروازم ساعت یک بعد ظهر هست و حدود دو هفته اونجا خواهم بود برای همه تون دعا می کنم از طرف همه تون یه نماز حاجت می خونم و تا اونجایی که ذهنم یاری کنه اسم تک تکتون رو می برم ان شاءالله اگه عمری باقی بود ۷ یا ۸ مرداد  برمی گردم.

همه تون رو دوست دارم من رو از خبراهای روز بی خبر نذارید.

به امید دیدار

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 21:41  توسط مریم پورمحمدی  | 

کسانی که در دانلود کردن مشکل دارند یا نصفه دانلود می کنند حتما این برنامه رو دانلود کنند.

      این برنامه رو از سایت:  www.tvi.ir    براتون گذاشتم.                     

اربیت دانلودر” برنامه مدیریت دانلودی است با امکانات کامل که بطور کامل با اینترنت اکسپلورر،فایرفاکس و اپرا همخوانی دارد.این برنامه از کلیه پروتکل های رایج اینترنتی از قبیل HTTP،HTTPS،FTP و … پشتیبانی می کند، همچنین کم حجم بودن ، قدرت زیاد در عین سادگی کاربری و سرعت اجرا از دیگر مشخصات مثبت آن است.اما شاید ویژگی منحصر به فرد این برنامه در دانلود از هاست های اشتراک فایل نظیر Divshare یا RapidShare باشد.
توانایی دانلود فایل های فلش از سایت هایی مانند YouTube،Google،MySpace و … از دیگر امکانات جالب این برنامه است.

حجم: حدود ۲ مگابایت

- دانلود نسخه ۲.۰.۱

- صفحه اصلی اربیت دانلودر

- در مورد این برنامه

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 تیر1386ساعت 20:52  توسط مریم پورمحمدی  | 

کاست های آقای اخشابی/ چطوری با ایشون آشنا شدید؟؟

 داشتم با خودم فکر می کردم که چرا وقتی کاست یا سی دی جدید آقای اخشابی رو می خریم و گوش می کنیم از ۱۰ تا ترانه فقط یکی دوتاش برامون جدیده تو هر وبلاگی به قسمت نظرات که سر می زدم به مطالبی که ندا جون نوشته بود برخوردم ولی من نظرم غیر اینه حدود ۸۰ درصد ترانه های آلبوم جدید آقای اخشابی قبل از اینکه منتشر بشه از صدا و سیما پخش میشه و فکر نکنم که هیچ ربطی به اینترنت داشته باشه و چه دانلود کنیم و چه نکنیم باز این ترانه ها رو قبلا شنیدیم و با هر بار شنیدن ترانه های ایشون شنونده هر بار چیز جدیدی رو درک میکنه و این ویژگی و آهنگ ها و شعرهای ترانه های ایشونه که این نشون میده که با دقت زیادی این شعرها رو انتخاب میکنه و زحمت زیادی برای اونها میکشه ولی در مورد کلیپ های تصویری ایشون موافقم که نباید در وبلاگ ها قرار بگیره چون نمیشه این کار رو هواداری از ایشون گذاشت چون وقتی خود ایشون هنوز قصد ندارند که چیزی به اسم کلیپ تصویری بیرون بدهند نباید ما با قرار دادن این برنامه ها کاری خلاف خواست ایشون بکنیم بهتره همه منتظر بمونیم تا وقتی که کلیپ های ایشون به بازار بیاد و این رو منکر نیستم که هر کسی میتونه این کلیپ ها رو از تلویزیون ضبط کنه و هر قدر که دلش میخواد نگاه کنه.

+ نوشته شده در  شنبه 16 تیر1386ساعت 21:15  توسط مریم پورمحمدی  | 

دوستان خوبم سلام

دوستان عزیزم تو رو خدا هر کی تونست دانلود کنه بهم بگه یعنی هیچ کس این برنامه ها رو نتونسته دانلود کنه یه خورده صبر به خرج بدید به قسمت آبی رنگی که براتون نوشتم توجه کنید من برنامه های زیادی از آقای اخشابی دارم خیلی از کلیپ هاشون رو دارم و اکثر برنامه های پارسال و امسال رو دارم هر کدوم رو که خواستید به مرور زمان براتون می ذارم منتها الان هم وقت امتحاناتم هست و هم ان شاءالله ۲۴ تیر عازم مکه مکرمه هستم و سرم خیلی شلوغه تو یه فرصت مناسب همه این برنامه ها رو خواهم گذاشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 تیر1386ساعت 22:15  توسط مریم پورمحمدی  | 

عاشق ترین گمگشته دیار عشق

دوستان خوبم من با استفاده از اسم ترانه های آقای اخشابی در سه آلبوم ایشون یه متن نوشتم که البته قصد دارم بعد از اینکه آلبوم جدیدشون اومد با استفاده از اسم تمام آهنگ های ایشون این متن رو دوباره بازنویسی کنم امیدوارم که خوشتون بیاد .

من عاشق ترين گمگشته ديار عشقم اي همراز براي تو مي نويسم افسوس كه لوح سرنوشت چيز ديگري رقم زده بوي شقايق در خانه سودا پيچيده بود و ستاره ها تو آسمون چشمك مي زدند .

ماه پيشوني مي گفت تو شباي مرواري بارون كه سيل اشك مي ريزم يه روزي مهتاب درمياد و آسمون مهتابي ميشه دل ديوونه من خيلي وقته كه خونه به دوشه، تو فصل پرواز پرندگان كه قاصدك خبر خوش مي ياره كاش بالي مثل بال فرشته داشتم تا به ديار عشقم كوچ مي كردم.

از زائر فردا ميخوام كه برام دعا كنه تا شايد با تو به آسمونها عروج كنم وقتي ماه دراومد اين نامه رو به آدرس محله بنده نواز پست مي كنم.

پريزاد هميشه ميگه دخترا سيب گلابن عزيزم غم مخور كه مژدگاني بهار است.

نمايش تصوير در وضيعت عادي

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 خرداد1386ساعت 22:54  توسط مریم پورمحمدی  | 

منتظر باشید.....

سلام دوستان عزیز

دوستان عزیزم به زودی براتون قسمت هایی از ویژه برنامه روز دانشجو یعنی برنامه مربوط به همین عکس ها رو براتون میذارم در ضمن در مورد عکس ها و این ویژه برنامه براتون توضیحاتی میدم ولی چون الان وقت امتحانات دانشگاهم هست وقت چندانی ندارم ولی سعی می کنم که هر چه زودتر این برنامه ها رو تو وبلاگ بذارم.

+ نوشته شده در  شنبه 26 خرداد1386ساعت 11:52  توسط مریم پورمحمدی  | 

 
http://www.clickchi.com/index.php?refer=