تولد و خداحافظی
سلام دوستان و همراهان عزیز

امروز تولد وبلاگ هست همین وبلاگی که توش با هم شادی ها و غم هامون رو شریک بودیم همین وبلاگی که دو ساله که در خدمت شما عزیزان بود مدت ها پیش می خواستم تا با این وبلاگ خداحافظی کنم اما منتظر این روز موندم تا در این روز با همه خداحافظی کنم نه اینکه دیگه نمی خوام نت بیام نه منظورم خداحافظی از این وبلاگه....

دو سال با هم بودیم و در طی این مدت اتفاقات زیادی برام افتاد هم تلخ و هم شیرین ...
بعد از یک ماه از آغاز به کار وبلاگ یعنی ۲۴ تیر ۸۶ یک سعادت بزرگ نصیبم شد و اون تشرف به خانه خدا و شهر پیامبر مکه و مدینه بود روزهای بسیار خاطره انگیز و پر از معنویتی برای من بود و همیشه یادآوری اون لحظات برای من توام با آرامش و یک حس زیبایی است که با کلام قابل بیان نیست امیدوارم که این توفیق هر چه زودتر نصیب تک تک شما عزیزان بشه.
و اما تلخ ترین واقعه ای که در طول این دو سال برای من افتاد از دست دادن پدر بزرگوارم بود که سال پیش بود که اون هم دقیقا ۲۴ تیر ۸۷ بود دوست ندارم راجع به این موضوع زیاد صحبت کنم چون حتی یادآوری اون لحظات برام خیلی دردناکه ... هنوز هم با کوچک ترین نشانه و کلمه و چیزی که به یاد پدر می افتم ناخودآگاه اشک از چشمانم سرازیر میشه حتی الان ....
و اما ...
اگر در این مدت قصوری از من دیدید من رو ببخشید و این رو بگم که به عمد نبوده خلاصه هر خوبی و بدی که دیدید به بزرگواری خودتون ببخشید.
در پایان درخواست های خودتون رو در وبلاگ گروهی مجید اخشابی بیان کنید...
از این پس در وبلاگ گروهی و در وب سایت مجید اخشابی در خدمت شما خواهم بود با کلاس ادبیات ...
و همین طور در وبلاگ گروهی ایران-ایرانیان در خدمت شما هستیم ...
منتظر حضور تک تک شما دوستان هستم.





