تبليغاتX

برداشت هرگونه مطلب از این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است

***مجید اخشابی*** - ترجمه صحبت های ترکی برنامه همایش تبلور امید

***مجید اخشابی***

***محبوب دل ها ***

ترجمه صحبت های ترکی برنامه همایش تبلور امید

دوستان عزیزم چون دیدم که بعد از گذشت ۱۰ ماه از گذاشتن این برنامه در وبلاگ باز کسانی هستند که ترجمه بخش های ترکی این برنامه رو میخوان برا همین این قسمت رو به صورت یک پست قرار میدم تا همیشه در دسترس باشه.

 

اونجايی كه حاج آقا مصلح با آقای رشيد پور صحبت می كنند و حضار از حاج آقا ميخوان كه تركی صحبت كنند:

منيم كُر گوزلَريم اوسدَ، بيزيم قارداشمز دوستوموز، اين رضاخان ما بير مودتدي كه تبريزدَ دَير ممكندي كي تبريزليلَرين كلاسي يادننان چخا! اونا خاطر من ايسديرم بو آقاي رشيدپور بولسون كي بورا هارادي؟! لذا آقای اخشابی كجاست؟ اخشابی جان....

به روی چشم، ايشون برادر و دوست مون، اين رضاخان ما يه مدتي تبريز نبوده امكان داره كه كلاس تبريزی ها رو فراموش كرده باشه به همين خاطر من مي خوام آقای رشيدپور بدونه كه اينجا كجاست؟! لذا آقای اخشابی كجاست؟ اخشابی‌جان.........

******************

اونجايی كه حاج آقا ميگن:

لذا از همه تون ميخوام :

به آنچه يك ديدن كند ادارك آن       سال ها نتوان نمودن با بيان

سوغات اخشابي عزيز و رشيدپور رو بهشون نشون بدين تا آخر عمرشون در صفحه ی دلشون خاطره ی زيبای دانشگاه آزاد اسلامی بمونه....

بعد از تشويق و هورا و.......... حاج آقا مصلح به آقا مجيد ميگه:

بورا تبريزدي هااااا.... به قول ما ترك ها understand  كردی؟يعنی اينجا تبريزه هااااااااا.....

و آقا مجيد ميگه: بله.

******************

اونجايی كه حاج آقا مصلح به آقا مجيد ميگه:

پسر ناز منم از اين دلامب دلومب يه ذره خوشم مياد، بعد ميگه چرا جانماز سويا چكيم يعنی چرا جانماز آب بكشم.

******************

بعد از اهدا جوايز دوباره حاج آقا مصلح آقا مجيد رو صدا ميكنه و آقا مجيد با حاج آقا مصلح دست ميده و در اين حين حاج آقا مصلح ميگه: اُزوموزوخا دوزلی بالادی يعنی خودمونيم ها بچه ی بانمكيه.

******************

حاج آقا از آقا مجيد مي پرسه: ببخشيد شما ازدواج... و آقا مجيد سرش رو به نشانه جواب نه تكون ميده، حاج آقا، آقا مجيد رو كنار مي زنه و بعد ميگه: مجيد جان دو اوردا. يعنی مجيد جان همون جا وايسا.

******************

حاج آقا ميگن مجيد جان فقط دعا مي كنم بخت تو و امثال تو باز بشه بعد رو به حضار مي كنه و ميگه: بونون احتياجی هامدان چوخدی. يعنی ايشون بيشتر از همه احتياج به دعا دارن. بعد آقا مجيد مي پرسه يعنی چی؟ و حاج آقا ميگه كه يعنی پسر نازی هستی، بعد رو به حضار ميگه: نينيياخ رسما گوناخدي دا. يعنی چي كار كينم رسما مهمونه ديگه.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 10:37  توسط مریم پورمحمدی 

 
http://www.clickchi.com/index.php?refer=