پدر..............
بابا دلم برات تنگ شده بابا دیگه من کجا می تونم چهره ی مهربونت رو ببینم دیگه به کی بگم بابا، چه نقشه هایی که بعد از تموم شدن دانشگاه نداشتم بابا جونم دیگه کی به اتاق من مهمون میاد دیگه کی بهم میگه عروس دیگه کی سر به سرم میذاره و منو می خندونه بابا جونم بهم قول داده بودی که روز آخر دانشگاه خودت میای دنبالم بابا چشمم به در خشکید و تو نیومدی بهمون قول داده بودی که همین تابستون ما رو ببری مشهد بابا من دیگه بدون تو هیج جایی نمی رم بهم قول داده بودی که ماه رمضون امسال.............. بابا من ماه رمضون ها سحری و افطاری کنار کی بشینم بابا جونم رفتنت هیچ وقت باورم نمیشه من منتظرت می مونم ..............بابا جونم شب قبل از این حادثه به خونه زنگ زدی گوشی رو برداشتم چه بی حوصله بودی حتی خداحافظی نکردی انگار دوست نداشتی خداحافظی کنی..........همیشه وقتی برا سرویس می رفتی بدرقه ات می کردم آخرین بار گفتی که جمعه۷ صبح می رم پاشدم دیدم نیستی به مامان گفتم چرا بیدارم نکردی گفت که نذاشتی گفتی امتحان داره بذار بخوابه بابا من اون روز ندیدمت آرزوهام تو دلم مرد دیگه هیچ وقت هیچی از خدا نمیخوام نا شکری نمی کنم بازم خدا رو شکر که مامان هست داداشام هستند ولی من تو عمرم فقط دو بار به خدا التماس کردم یک بار به خاطر دایی ام و یک بار به خاطر بابام حاضر بودم از زندگی ام بگذرم ولی بابام باشه شب قبل رفتنت به مامان گفتم بذار برم مشهد حرم امام رضا دخیل ببندم گفت بابات راضی نمیشه انگاری راست گفته بود صبحش از پیشمون برا همیشه رفتی بابا جونم وقتی داداش کوچیکم گریه می کنه جیگرم آتیش می گیره بابا جونم داداشی نذر کرده بود که اگه خوب بشی با پای پیاده بره مشهد، بابا جونم خستگی بیمارستان به تنم موند برا همیشه ی عمر ، هر روز از دانشگاه به بیمارستان و از بیمارستان به دانشگاه می رفتم...............
بابا جونم پاسال همون موقع ۲۴ تیر بهم خیلیییییییییی سفارش کردی که همه لباس هام رو سفید بگیرم آخه داشتی منو راهی مکه می کردی بابا جونم منو نمی ذاشتی حتی یه لباس سیاه بخرم حالا چی شده که سیاه پوشم کردی .....................
بابا جونم حتی منو نذاشتن که روز وداع یه دل سیر ببینمت.................
خدایاااااااااااااااا راضی ام به رضای تو ..............فقط منو بیش از این مورد امتحان و آزمایش قرار نده که من دیگه بیش از این صبر و تحمل ندارم ...............................
*********************************
(گویا در نبود من کسی (که من می شناسمش فقط دعا کنه که دستم بهش نرسه که تیکه بزرگش گوششه) از فرصت سوء استفاده کرده و قصد به هم ریختن وبلاگ رو داره از تمامی شما دوستان خواهش می کنم به چنین کسانی محل هم نذارید بزرگترین تنبیه بی اعتناییه انگار نه انگار که کسی هست اصلا بهش محل نذارید و جواب ندید تاکید می کنم اصلا بهش محل نذارید و جوابش رو ندید من خودم هر وقت اومدم کامنت هاش رو حذف می کنم و شماره تلفن چند روان پزشک و روان شناس رو بهش میدم شاید تاثیری داشته باشه ........)


